بزه دیده شناسی و مشکل بزه دیدگیهای گزارش نشده

نویسنده : توجهی، عبدالله

چکیده :

«بزه دیده»یا«مجنی علیه»از ارکان مهم پدیده مجرمانه است که متأسفانه تاکنون، موقعیت واقعی و تعیین کننده خود را در پژوهشهای جرم شناسی نیافته است.صاحبنظران مسائل حقوق و جزا و جرم شناسی، بیشترین تلاش خود را معطوف عناصری چون جرم، مجرم و مجازات کرده‏اند و در نتیجه قربانی جرم که اغلب در وقوع جرم نقش مؤثری ایفا می‏کند، از نظر دور مانده است.

با ظهور بزه دیده شناسی در دهه‏های اخیر، گامهای بلندی در مطالعه علمی بزه دیدگان و شناسایی ویژگیها و عملکرد آنان در ارتکاب جرم برداشته شده است.گذشته از وجود مشکلاتی نظیر فقدان منابع، جوان بودن تئوریها و وجود ابهام در حدود و ثغور موضوع، که پژوهش درباره هر دانش نوپایی را با دشواری مواجه می‏سازد-تحقیقات و مطالعات بزه دیده شناسی، دارای تنگناها و مشکلات ویژه‏ای است که بدون غلبه بر آنها، ارزش و اعتبار تئوریهای این شاخه نوین جرم شناسی، خدشه دار می‏شود.در این مقاله، یکی از مشکلاتی که فرا روی بزه‏دیده شناسان قرار دارد، بررسی شده است. نگارندگان ضمن بررسی درصد بزه دیدگیهای گزارش نشده در کشورهای مختلف جهان، همین موضوع را در ایران در مورد یک جامعه آمار 1000 نفری، مطالعه و بررسی کرده و چنین نتیجه گرفته‏اند که متأسفانه در ایران نیز بیش از 60 درصد قربانیان جرائم، هرگز مراتب بزه دیدگی خود را گزارش نکرده‏اند.در بررسی علل عدم گزارش بزه‏دیدگیها، موضوعاتی از قبیل فقدان مدارک، بی‏اعتمادی به پلیس، حفظ آبرو و شخصیت خود و وجود رابطه خانوادگی با مجرم، بیشترین درصد را به خود اختصاص داده‏اند.در پایان چنین نتیجه گیری شده است که برنامه‏ها و تدابیر مسئولان سیاست جنایی در امر مبارزه با بزهکاری، تا زمانی که بر آمار واقعی بزه دیدگان مبتنی نباشند، کارایی و ارزش واقعی خود را نخواهد یافت.لذا ضروری است مسئولان هر جامعه با جلب اعتماد بزه دیدگان و فراه آوردن تسهیلاتی در تشریفات دادرسی، درصد بزه‏دیدگیهای گزارش نشده را که اغلب به انتقام خصوصی یا انزوای بزه دیده و به عبارت دیگر به بزهکاری یا بزه‏دیدگی جدیدی منجر می‏شود، تقلیل دهند.

کلید واژه‏ها:بزه دیده، بزه دیده شناسی

 چکیده

بزه دیده»یا«مجنی علیه»از ارکان مهم پدیده مجرمانه است که متأسفانه تاکنون، موقعیت واقعی و تعیین کننده خود را در پژوهشهای جرم شناسی نیافته است.صاحبنظران مسائل حقوق و جزا و جرم شناسی، بیشترین تلاش خود را معطوف عناصری چون جرم، مجرم و مجازات کرده‏اند و در نتیجه قربانی جرم که اغلب در وقوع جرم نقش مؤثری ایفا می‏کند، از نظر دور مانده است.

با ظهور بزه دیده شناسی در دهه‏های اخیر، گامهای بلندی در مطالعه علمی بزه دیدگان و شناسایی ویژگیها و عملکرد آنان در ارتکاب جرم برداشته شده است.گذشته از وجود مشکلاتی نظیر فقدان منابع، جوان بودن تئوریها و وجود ابهام در حدود و ثغور موضوع، که پژوهش درباره هر دانش نوپایی را با دشواری مواجه می‏سازد-تحقیقات و مطالعات بزه دیده شناسی، دارای تنگناها و مشکلات ویژه‏ای است که بدون غلبه بر آنها، ارزش و اعتبار تئوریهای این شاخه نوین جرم شناسی، خدشه دار می‏شود.در این مقاله، یکی از مشکلاتی که فرا روی بزه‏دیده شناسان قرار دارد، بررسی شده است. نگارندگان ضمن بررسی درصد بزه دیدگیهای گزارش نشده در کشورهای مختلف جهان، همین موضوع را در ایران در مورد یک جامعه آمار 1000 نفری، مطالعه و بررسی کرده و چنین نتیجه گرفته‏اند که متأسفانه در ایران نیز بیش از 60 درصد قربانیان جرائم، هرگز مراتب بزه دیدگی خود را گزارش نکرده‏اند.در بررسی علل عدم گزارش بزه‏دیدگیها، موضوعاتی از قبیل فقدان مدارک، بی‏اعتمادی به پلیس، حفظ آبرو و شخصیت خود و وجود رابطه خانوادگی با مجرم، بیشترین درصد را به خود اختصاص داده‏اند.در پایان چنین نتیجه گیری شده است که برنامه‏ها و تدابیر مسئولان سیاست جنایی در امر مبارزه با بزهکاری، تا زمانی که بر آمار واقعی بزه دیدگان مبتنی نباشند، کارایی و ارزش واقعی خود را نخواهد یافت.لذا ضروری است مسئولان هر جامعه با جلب اعتماد بزه دیدگان و فراه آوردن تسهیلاتی در تشریفات دادرسی، درصد بزه‏دیدگیهای گزارش نشده را که اغلب به انتقام خصوصی یا انزوای بزه دیده و به عبارت دیگر به بزهکاری یا بزه‏دیدگی جدیدی منجر می‏شود، تقلیل دهند. کلید واژه‏ها:بزه دیده، بزه دیده شناسی‏

 

1.مقدمه

جامهه بشری از ابتدای شکل گیری خود، همواره با پدیده‏های روبه‏رو بوده که گذشته از تهدید نظم عمومی و هنجارهای حاکم، کرامت و شئون انسانی را نیز با خطر مواجه ساخته است.در این شرایط، ضرورت بقای جامعه از یک سو و غریزه حب ذات و صیانت انسان از خود از سوی دیگر، واکنش وی را در برابر پدیده‏های فوق برانگیخته است.مطالعه پیشینه انسان، از وجود واکنشهای مختلف اجتماعی، حتی در جوامع بدوی و ایستا که فاقد قوانین مکتوب و مدون بوده‏اند[7]، حکایت می‏کند و این امر مؤید آن است که تخلف و سرپیچی از آداب و رسوم جامعه، در کلیه زمانها، تقبیح اجتماعی و بروز عکس العملهایی را به دنبال داشته است.

این واکنشها، با وجود آنکه در برخی از ادوار تاریخ، از شدت و سنگینی خاصی برخوردار بوده و در مواردی از محدوده ظرفیت انسان و حتی حرمت او فراتر رفته است‏[4]، نه فقط در ریشه کن ساختن بزهکاری کارساز نبوده، بله بعضاً موجب افزایش آماری جنایی و تنوع و پیچیدگی بزهکاری گردیده است.ناکامی ونارسایی شیوه‏های واکنش اجتماعی در امر مبارزه با پدیده مجرمانه، زمینه ظهور دانش جدیدی را به ویژه درباره علل جرائم پدید آورده است.از موضوعاتی که به عنوان یک وضعیت ماقبل جنایی و مؤثر در ارتکاب جرم، توجه جرم شناسان را به خود معطوف کرده، شخص «بزه دیده»یا«قربانی جرم»است.اهمیت این عنصر به گونه‏ای است که در زمانی نسبتاً کوتاه، زمینه ایجاد شاخه جدیدی در جرم شناسی، به نام«جرم شناسی بزه دیده شناسی»را فراهم آورده است‏[3]. بزه دیده شناسی، شاخه نوینی از جرم شناسی واکنش اجتماعی است که توجه پژوهشگران را به نقش بزه دیده در فرایند وقوع عمل مجرمانه، جلب می‏کند.این گرایش نسبتاً جوان جرم شناسی قادر است خلاءهای موجود در سیاست جنایی جوامع را تکیمل کرده، میزان موفقیت واکنش اجتماعی در مقابل بزهکاری را افزایش دهد.پژوهش در مورد این دانش نوپا، همانند هر دانش دیگر در آغاز با مشکلاتی مواجه است.لکن به نظر می‏رسد پژوهشگرانی که درباره بزه دیدگان به مطالعه می‏پردزاند با مشکلاتی فراتر از مشکلات عمومی روبه‏رو هستند؛زیرا در بزه دیده شناسی، تنگناها و مشکلاتی نظیر فقدان آمارهای واقعی بزه دیدگی در جامعه، فرا روی محققان قرار دارد که این مشکل علاوه بر آنکه کار آنها را دشوار می‏سازد.اعتبار تئوریها و نظرهای آنان را نیز مخدوش می‏کند.فقدان آمارهای واقعی، معلول عدم گزارش بزه دیده شناسی بررسی می‏گردد و آنگاه به مشکل بزه دیدگیهای گزارش نشده، به عنوان یکی از مهمترین مشکلاتی که فرا روی پژوهشگران این شاخه جدید جرم شناسی قرار دارد، پرداخته خواهد شد.بنابراین مطالب این مقاله در دو قسمت ارائه می‏شود:1)مفهوم بزه دیده شناسی، 2) بزه دیدگیهای گزارش نشده و علل آن.

 

 

2.مفهوم بزه دیده شناسی‏[4]

در اولین سمپوزیوم بین المللی بزه دیده شناسی که در سال 1973در اورشلیم برگزار گردید.از بزه دیده شناسی به عنوان«مطالعه علمی قربانیان جرائم»یاد شد[1:].گاگلیموگولته 1 بزه دیده شناسی را روش یا دانشی می‏داند که هدفش مطالعه شخصیت، بیولوژی، روان شناسی، ویژگیهای ممیز اجتماعی و فرهنگی بزه دیده و بررسی روابط وی با جرم و مجرم و مشخص ساختن نقش او در ارتکاب جرم است‏[5].کالدرون نیز بزه دیده شناسی را روشی تلقی می‏کند که ضمن مطالعه و بررسی قربانی جرم، در راستای دستیابی به یک سیاست متمرکز که بزه دیده محور آن است تلاش می‏کند[5].مارک آنسل در کتاب دفاع اجتماعی ضمن بررسی تحولات نوین حقوق جزا، با اشاره به پیدایش بزه دیده شناسی می‏نویسد:«یکی از ویژگیهای تحولات جدید علوم جنایی این است که پس از ملحوظ داشتن عمل مجرمانه و شخصیت مجرم، توجه خود را به زیان دیده از جرم معطوف می‏نماید.این تحول موجب پیدایش علمی نوین به نام بزه دیده شناسی شده است که بزه دیده از جرم را همانند مجرم، مورد بررسی قرار می‏دهد»[].

سپارویک که در برگزاری و شناساندن پنجمین سمپوزیوم بین المللی بزه دیده شناسی در «زاگراب»نقش برجسته‏ای داشته است.بزه دیده شناسی را در مفهوم مضیق، مطالعه عینی-تجربی قربانیان مستقیم جرم می‏داند[10].همچنین عزت فتاح که سهم مؤثری در تکامل بزه دیده شناسی دارد، در تعریف آن می‏نویسد:

«بزه دیده شناسی عبارت است از شاخه نوین جرم شناسی که به مطالعه زیان دیده مستقیم جرم می‏پردازد و مجموعه اطلاعات زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی و جرم شناختی مربوط به او را مشخص می‏کند.این گرایش همچنین مشخصات فرهنگی و اجتماعی بزه دیده و روابط او با مجرم و سهم وی را در ارتکاب جرم معین می‏کند»[8].

شادروان استاد کی‏نیا در این باره می‏نویسد:«بزه دیده شناسی»یا«مجنی شناسی»یا«شناخت مجنی علیه»شاخه جدید است از جرم شناسی که به بررسی قربانی مستقیم جرم می‏پردازد.بنابراین شناخت بزه دیده و آنچه به او مربوط می‏شود، موضوع این دانش نوین است.در این دانش، شخصیت، صفات زیستی و روانی و اخلاقی، و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی بزه دیده و سهم او در تکوین جرم و رابطه‏اش با مجرم، مورد بررسی قرار می‏گیرد»[6].

همچنین دکتر محمد آشوری با اشاره به موضوع بزه دیده شناسی و قلمرو آن، امکان عینی تعیین مسئولیت بزهکار را منوط به ملاحظه روابط بزه دیده با بزهکار و شناخت سهم بزه دیده در وقوع جرم دانسته است‏[1].

با توججه به تعاریف فوق، می‏توان بزه دیده شناسی را به عنوان گرایش نوینی از جرم شناسی بدین (1). Gugliemo Gulotta .

 

نحو تعریف کرد:«مطالعه علمی ویژگیهای زیستی، روانی و اجتماعی بزه دیده و بررسی نقش او در ارتکاب جرم و شناخت کلیه مسائلی که به بزه دیده مربوط می‏شود، ماننده راههای پیشگیری از بزه دیدگی».

بدون تردید، تا زمانی که بزه دیده به عنوان یک عنصر مهم و تأثیر گذار، مورد توجه مسئولان سیاست جنایی قرار نگیرد، کلیه تدابیری که اتخاذ می‏شود، فاقد کارایی لازم بوده، به واسطه سطحی نگری، محکوم به شکست است.البته بزه دیده شناسی می‏تواند در ابعاد مختلفی چون پیشگیری از بزه دیدگی، مایت از بزه دیده، کشف رقم سیاه و نظایر آن تحولات مهمی ایجاد کند که بررسی این تواناییها، نیاز به تحقیقی مستقل دارد.بدیهی است این قابلیتها، زمانی فعلیت می‏یابد که مشکلات و موانع این شاخه علمی، مرتفع شود.نظر به اینکه مهمترین مشکلی که فرا روی پژوهشگران بزه دیده شناسی قرار دارد، بزه دیدگیهای گزارش نشده است، اینک به بررسی و تبیین علل آ می‏پردازیم.

.بزه دیدگیهای گزارش نشده و علل آن‏]

پژوهش درباره هر دانش به ویژه در آغاز پیدایش آن، مشکلاتی را به همراه دارد، عدم وجود الگوهای کارامد، فقدان اطلاعات کافی و مشخص نبودن حدود و قلمرو، تحقیق در مورد هر دانش نوپا را مشکل می‏سازد.بدون تردید، مواجه شدن با این گونه موانع-با توجه به عمومیتی که دارند-در مسیر بزه دیده شناسی نیز، امری عادی و طبیعی است، لکن به نظر می‏رسد مشکلات بزه دیده شناسی همانند مشکلات و موانع خاستگاه اصلی آن یعنی جرم شناسی، عمق، تنوع و گستردگی بیشتری دارد؛زیرا جرم شناسی علی‏رغم قدمتی که نسبت به گرایش جدید خود یعنی بزه دید شناسی دارد، هنوز با مشکلات عمیق و حل نشده‏ای چون مشکل رقم سیاه و مشخص نشدن آمار بزهکاری واقعی روبه‏رو است.همچنین گوناگونی بزه و بزهکاری و پیچیدگی و ارتباط عوامل جرم زا، کار پژوهش در جرم شناسی را مشکل کرده است. از آنجا که بزه دیدگی در واقع یک روی سکه‏ای است که روی دیگرش را بزهکاری تشکیل می‏دهد، جهات مشترک متعددی، به ویژه در مورد شیوه پژوهش بین آن دو وجود دارد و مشکلات و موانع موجود نه فقط موجب خدشه‏دا شدن تئوریهای جرم شناسی می‏شود، بلکه از اعتبار یافته‏های بزه دیده شناسی نیز می‏کاهد.همچنین تنوع و پیچیدگی موجود در بزهکاری علاوه بر آنکه کار بزه شناس را مشکل می‏سازد، بزه دیده شناسی را نیز با دشواری مواجه می‏کند.در این قسمت مشکل بزه دیده‏گیهای گزارش نشده که مهمترین مشکل بزه دیده شناسی محسوب می‏گردد، همراه با بررسی علل آن ارائه می‏شود.

پژوهشهای به عمل آمده در کشورهای مختلف، نشان می‏دهد که بیش از نیمی از بزه دیدگاه، مراتب بزه دیدگی خود را به مراجع قضایی و انتظامی گزارش نمی‏دهند.با توجه به جرم‏زا بودن این واقعیت، جرم شناسان تحقیقات گسترده‏ای را در مورد علل عدم گزارش بزه دیدگیها، در کشورهای مختلف‏

 

انجام داده‏اند که ضمن اشاره اجمالی به آن، با استفاده از آمار موجود، به بررسی مهمترین علل عدم گزارش بزه دیدگیها در ایران پرداخته می‏شود.بدین ترتیب مطالب این قسمت در دو بند ارائه می‏گردد

الف)علل عدم گزارش بزه دیدگیها در کشورهای مختلف جهان،

ب)علل عدم گزارش بزه دیدگیها در ایران.

الف)علل عدم گزارش بزه دیدگیها در کشورهای مختلف جهان‏

اول)آمریکا:بر اساس تحقیقاتی که زیر نظر«فیلیپ انیس» 2 در امریکا در سال 1967 به عمل آمد، بیش از نیمی از بزه دیدگان، هرگز در صدد اعلان بزه دیدگی خود به مقامات و مراجع رسمی بنوده‏اند. در تبیین علت این رفتار، نظرهای متعددی ارائه گردیده که به عنوان علل عدم گزارش بزه دیدگی در جامعه آمریکا، در جدول 1 درج شده است‏

جدول ا علل عدم گزارش بزه دیدگیها در جامعه امریکا در سال 1967همان‏گونه که ملاحظه می‏شود در امریکا اعتقاد به ناتوانی یا عدم تمایل نیروی پلیس به تعقیب بزهکاران، در صدر عواملی است که موجب عدم گزارش بزه دیدگیها گردیده است.

اعتقاد به خصوصی بودن برخی قضایا و همچنین عدم تمایل به اذیت و آزار مجرم از سوی پلیس نیز درصد قابل توجهی از موارد عدم گزارش مراتب بزه دیدگی را باعث شده است.

فیلیپ انیس، بزه دیدگیهای حاصل از نزاعهای خانوادگی، ارتکاب جرم توسط دوستان یا مهمانان و بسیاری از اذیت و آزاهای جنسی را از مهمترین مواردی دانسته است که بزه دیدگان با اعتقاد به خصوصی بودن قضایا، آن را گزارش نداده‏اند.در برخی از موارد نیز قبل از مراجعه به محاکم قضایی یا انتظامی، خسارات وارد آمده به وسیله شرکتهای بیمه جبران شده و نیازی به مراجعه یا گزارش نبوده است.در 9 درصد از بزه دیدگیهای گزارش نشده، نیز عللی چون نداشتن وقت یا حوصله کافی برای درگیر شدن با پلیس، فقدان آگاهی از نحوه مراجعه کردن و کیفیت گزارش دادن، و غفلت و سردرگمی برخاسته از جرم، به عنوان علل اصلی عدم گزارش مطرح شده است.این پژوهشگر امریکایی، اقلیتهای بزه دیده را از جمله گروههای انسانی می‏داند که پس از بزه دیدگی غالباً تمایلی به مراجعه و درگیر شدن با پلیس ندارند و بدون تردید این روحیه در تکرار بزه دیدگی آنان سهم خواهد داشت.

دوم)روسیه‏[6]

:بر اساس تحقیقات جداگانه‏ای که به وسیله دو مرکز تحقیقاتی بین المللی و ملی (2). Philip Ennis .

 

 

در روسیه انجام گرفته، درصدقابل توجهی از بره دیدگان، مراتب بزه دیدگی خود را هرگز گزارش نداده‏اند.همچنین تعداد زیادی از مصاحبه شنوندگان در پاسخ به این سؤال که اگر بزه دیده شوند، آیا مراتب بزه دیدگی خود را گزارش خواهند داد، نسبت به گزارش دادن و مراجعه به مراکز قضایی اظهار عدم تمایل کرده‏اند.

بزه دیدگان بالفعل و بالقوه‏ای که تحت مصاحبه قرار گرفته‏اند، در پاسخ به سؤالی راجع به علل عدم گزارش بزه دیدگیها، به مواردی چون عدم کارایی یا عدم تمایل به پیگیری موضوع از سوی نیروهای پلیس، اجتناب از درگیر شدن با مراجع قانونی و...اشاره کرده‏اند که خلاصه‏ای از این موارد در جدول 2 درج شده است.این آمار نشان می‏دهد که در روسیه همانند امریکا، عدم کارایی پلیس یا بی‏اعتمادی به آن، در صدر علل عدم گزارش بزه دیدگیها قرار داد.البته میزان این تردید و بدبینی، در مورد جرائم مختلف متفاوت بوده که این موضوع در جدول 3 قابل مشاهده است.

جدول 2 علل عدم گزارش بزه دیدگیها در روسیه(1992-1991)

جدول 3 میزان تأثیر بدبینی و بی‏اعتمادی به عملکرد پلیس در عدم گزارش بزه دیدگیهای مختلف در روسیه(1992-1991)

سوم)کانادا[6]

:تحقیقات انجام شده در کانادا در سال 1983[9]نشان می‏دهد که«کم اهمیت بودن موضوع»، در صدر دلایلی است که برای عدم گزارش مراتب بزه دیدگی از سوی بزه دیدگان، عنوان شده است.عدم کارایی پلیس با 61 درصد، وقت نداشتن برای گزارش و پیگیری با 24 درصد، نگرانی از مداخله پلیس با 8 درصد، سازش غیر قضایی با 4 درصد و سایر موارد با 3 درصد از دیگر علل دخیل در این باره بوده است.در مورد بزه دیدگان تهاجم در حمله‏های جنسی نیز عدم کارایی پلیس با 52 درصد و آشتی و جبران خسارت بدون مداخله پلیس با 33 درصد در صدر عوامل ذکر شده برای عدم گزارش بزه دیدگیها قرار گرفته است.

چهارم)فرانسه‏[6]

:کمیته فرانسوی مطالعات درباره خشونت، بر اساس نظر سنجی افکار عمومی اذعان کرده است که از هر 100 عمل مجرمانه، 26 مورد به صورت جزئی و دقیق و 27 مورد به صورت‏

مطلق، هرگز افشا نشده و بزهکاریهای افشا شده یا گزارش شده کمتر از 48 درصد کل جرائم بوده است.بنا ببه اظهار این کمیته در سال 1967، بعضی از بزه دیدگان با این احساس که افشاگری بیهوده است، اعمال ارتکابی را به مقامات شهربانی و دادگستری اعلام نکرده‏اند.در بسیاری از زمینه‏های بزهکاری، درصد موارد اعلام نشده در مقایسه با پرونده‏های تشکیل شده و پایان نیافته، قابل ملاحظه بوده و برای نمونه، این درصد، در قتلهای سودجویانه دو به یک، در دزدیهای مسلحانه چهار به یک و در سرقتهای منازل شش به یک برآورد شده است‏[3].

پنجم)انگلستان‏[6]

:بر اساس تحقیقاتی که به وسیله«هاگ و مایو» 3 در انگلستان در سال 1983 به عمل آمده است، 38 درصد از بزه دیدگانی که به صورت شخصی، قربانی یکی از جرائم شده‏اند و 49 درصد از بزه دیدگان جرائم خانوادگی(درون فامیلی)، مراتب بزه دیدگی خود راه به پلیس و مراجع قانونی گزارشی نکرده‏اند.در میان دلایل عدم گزارش بزه دیدگی مواردی چون بدبینی به توان و پیگیری پلیس و اعتقاد به خصوصی بودن موضوع، درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده‏اند[9].

بررسی آمار بزه دیدگانی که در کشورهای مختلف مراتب بزه دیدگی خود را گزارش نکرده‏اند و مقایسه علل ذکر شده، نشان می‏دهد که اولاً این مشکل از مشکلات عمومی و فراگیر بزه دیده شناسی است و ثانیاً بی اعتمادی بزه دیدگان به کارایی مراجع قانونی، در صدر عواملی است که موجب عدم گزارش بزه دیدگیها می‏شود.بر این اساس، ضرورت دستیابی مسئولان سیاست جنایی به آمار واقعی بزهکاری و لزوم برخورد قانونی با کلیه بزهکاران، اقتضا می‏کند که مراکز پلیس و مراجع قضایی، گذشته از جلب اعتماد عمومی، اولا امکان دسترسی سریع و آسان بزه دیدگان را به مراجع و مراکز مزبور فراهم سازند؛ثانیا از دخالت افراطی در مواردی که زمینه صلح و سازش وجود دارد، به ویژه در مسائل خصوصی افراد پرهیز کنند و ثالثا کیفیت برخورد خود را با بزه دیده و حتی با بزهکار، به گونه‏ای اصلاح کنند که بزه‏دیده نه فقط در مورد خود، بلکه در خصوص بزهکار نیز احساس نگرانی نکند و از سر ترحم و دلسوزی به بزهکار یا ترس از مشکلات مربوط به درگیر شدن خودش با پلیس، از گزارش بزه دیدگی خویش، خودداری نورزد.

ب)علل عدم گزارش بزه دیدگیها در ایران‏[5]

پژوهشهای انجام شده در ایران نشان می‏دهد که بیش از نیمی از بزه‏دیدگان، هرگز مراتب بزه‏دیدگی خود را گزارش نکرده‏اند.در یک جامعه آماری، از میان 401 نفر که خود یا یکی از بستگان درجه اول خود را قربانی یکی از جرائم دانسته‏اند، فقط 138 مورد یعنی 41/34 درصد به پلیس یا مراجع قضایی مراجع کرده‏اند.خود داری از گزارش در بیش از نیمی از موارد بزه دیدگی-آن گونه که در جدول 4 دیده می‏شود-گذشته از آنکه اعتبار تدابیر و اقدامات مبارزه با بزهکاری را در عمل با تردید مواجه (3). Hough and Mayhew .

می‏سازد، به منزله یک هشدار جدیدی به مسئولان سیاست، جنایی تلقی می‏شود که در برنامه‏های خود تجدید نظر کرده درباره علل عدم گزارش بزه دیدگیها تحقیق کنند.

جدول 4 بزه دیدگی و میزان گزارش آن در ایران(1374)

فراوانی آمار بزه دیدگیهای گزارش نشده، آن گونه که در جدول 5 مشاهده می‏شود در مورد جرائم مختلف متغیر است، برای مثال در مورد جرم سرقت بیش از نیمی از سرقتهای انجام گرفته، توسط مالباختگان گزارش شده و درصد موارد عدم گزارش آن، 36/43 است، در حالی که درصد موارد گزارش نشده در خصوص قربانیان جرائم جنسی، افترا و توهین به ترتیب 32/83، 27/90، 47/89 بوده است.همچنین گزارش کلیه موارد آدم ربایی بیانگر، خطرناک بودن آن و شاید احساس خطر جدی از سوی افراد جامعه در مقابل این جرم است.عدم گزارش کلیه بزه دیدگیهای ناشی از اخاذی نیز احتمالا معلول عواملی چون مقصر دانستن خود و ترس از مطرح شدن گناه خود بوده است.

جدول 5 فراوانی بزه دیدگیهای گزارش نشده در جرائم مختلف در ایران(1374)

 

 

بزه دیدگانی که مراتب بزه دیدگی خود را در ایران به مراکز انتظامی یا مراجع قضایی گزارش نکرده‏اند، در پاسخ به این سؤال که چرا از این عمل خودداری ورزیده‏اند، غالباً به یک دلیل و در برخی از موارد به دو دلیل و به ندرت به سه یا چهار دلیل اشاره کرده‏اند(جدول 6).دلایل مطرح شده، در مورد جرائم مختلف، متفاوت بوده و به عنوان نمونه مهمترین دلایل برای عدم گزارش بزه دیدگیهای ناشی از کلاهبرداری، فقدان مدارک کافی، در مورد بزه دیدگیهای مربوط جرائم جنسی، افتراء، توهین و ضرب و شتم، حفظ آبرو و شخصیت بزه دیده، و در مورد بزه دیدگیهای جرم سرقت، بی‏اعتمادی به پلیس اعلام گردیده، لکن در مجموع، استناد به دلایلی چون حفظ آبرو و حیثیت خود، وجود روابط فامیلی با مجرم، فقدان مدارک کافی و بی‏اعتمادی به پلیس و مهم نبودن موضوع-همان گونه که در جدول 7 مشاهده می‏شود-به ترتیب بیشترین فراوانی را داشته است.

جدول 6 تعداد دلایل عدم گزارش بزه دیدگیها در ایران و درصد آنهاجدول 7 فراوانی علل عدم گزارش بزه دیدگیها در ایران

4.نتیجه

در چنین شرایطی، رسالت خطیر مسئولان سیاست جنایی ایجاب می‏کند که علل مزبور را به صورت‏

واقع بینانه بررسی کنند.بدون تردید، اگر فرایند کشف جرم و تعقیب جرم تا صدور حکم و اجرای آن به گونه‏ای باشد که کمترین لطمه را به حیثیت آسیب‏دیده بزه دیده وارد آورد، درصد بزه دیدگانی که به خاطر حفظ آبروی خویش، مراتب بزه دیدگی خود را گزارش نمی‏دهند، کاهش می‏یابد.همچنین اگر کلیه افراد جامعه به عنوان بزه دیدگان بالقوه، نسبت به حقوق قانونی خویش و راههای احقاق آن آموزشی ببینند و دستگاههای قضایی نیز، ضمن به کارگیری شیوه‏های سهل الوصول در امر دادرسی، سرعت و جدیت داشته باشند، بسیاری از بزه دیدگانی که شخصاً در صدد انتقام برآمده یا منزوی شده‏اند، مراجعه به مراجع قانونی و گزارش دادن مرتب بزه‏دیدگی خویش را ترجیح خواهند داد.به علاوه نیروهای انتظامی نیز می‏توانند با به نمایش گذاشت عملی کارایی و دلسوزی خود، برخی از بزه‏دیدگان را از بدبینی یا بی‏اعتمادی به ضابطان قضایی، خارج ساخته، با جلب اعتماد آنان، رقم بزه دیدگیهای گزارش نشده را کاهش دهند.

بدون شک هر تلاشی که به تقلیل بزه دیدگیهای گزارش نشده بینجامد، میزان واقع بینی و در نتیجه اعتبار، کارایی و موفقیت سیاست جنایی حاکم بر جامعه را افزایش خواهد داد.

5.منابع

[1]آشوری، محمد، «نقش زبان دیده از جرم و تحول آن در دعاوی کیفری»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ش 34، ص 70.

[2]آنسل، مارک، دفاع اجتماعی، ترجمه محمد آشوری و علی حسین نجفی ابرند آبادی، چ 3، دانشگاه تهران، 1375، ص 150.

[3]پیکا، ژرژ، جرم شناسی، ترجمه علی حسین نجفی ابرندآبادی، دانشگاه شهید بهشتی، 1370، ص 62-29.

[4]خلیلی، مهیار، تاریخ شکنجه و کشتار و آزار در ایران، دانشگاه تهران، 1359، ص 165.

[5]کالدرون، خوزه، «قربانی شناسی»، ترجمه محمد بیاتی نیا، فصلنامه سازمان قضایی نیروهی مسلح، دروه جدید، ش 14، ص 78.

[6]کی‏نیا، مهدی، «بزه دیده شناسی»، مجله حقوق، ش 1، ص 12.

[7]مساواتی آذر، مجید، آسیب شناسی اجتماعی ایران، تبریز، انتشارات نوبل، 1374، ص 8.